مرضيه محمدزاده

1634

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

محمد كاظم كاظمى محمد كاظم كاظمى مهاجر افغانستانى كه به سال 1346 ه . ش در « هرات » افغانستان متولد شده است . تحصيلات خود را در افغانستان و ايران گذرانده و در رشته‌ى مهندسى عمران فارغ التحصيل شد - فعلا ساكن مشهد مىباشد « 1 » - * - هفتاد و دو تيغ : آى دوزخ سفران ! گاه دريغ آمده است * سر بدزديد كه هفتاد و دو تيغ آمده است طعمه‌ى تلخ حجيميد ، گلوگير شده * چرك زخميد - كه كوفه‌ست - سرازير شده فوج فرعونيد يا قافله‌ى قابيليد * ننگ محضيد ، ندانم ز كدامين ايليد ره مبنديد ، كه ما كهنه سواريم ، اى قوم ! * سر برگشت نداريم . نداريم اى قوم ! حلق بر نيزه اگر دوخته شد ، باكى نيست * خيمه در خيمه اگر سوخته شد ، باكى نيست خيمه تشنه‌ست ، غمى نيست ، گلاب آلوده‌ست * سجده بيمار ، نه بيمار ، شراب آلوده‌ست آب اين باديه ، خون است كه وانوشد كس * زهر باد آن آب كز دست شما نوشد كس شعله گر افسرد ، خاكستر ما خواهد رفت * تن اگر خفت به صحرا ، سر ما خواهد رفت راه سخت است اگر سر برود نيست شگفت * كاروان با سر رهبر برود ، نيست شگفت تن به صحراى عطش سوخت و سر بر نيزه * بر نمىگرديم از اين دشت ، مگر با نيزه تشنه مىسوزيم با مشك در اين خونين دشت * دست مىكاريم تا مرد برويد زين دشت آى ! دوزخ سفران ، گاه سفر آمده است * سر بدزديد كه هفتاد و دو سر آمده است

--> ( 1 ) - فرهنگ شاعران جنگ و مقاومت ؛ ص 250 .